دانلود دکلمه های امیرهوشنگ ابتهاج

    24 اکتبر 2020 2877 بازدید ۶ نظر

    دانلود دکلمه های امیرهوشنگ ابتهاج

    ابتهاج - دانلود دکلمه های امیرهوشنگ ابتهاج

     

    امیرهوشنگ ابتهاج متخلص به ه. الف. سایه متولد ششم اسفند ماه ۱۳۰۶ در رشت است .

    در این پست برخی از شعرهای استاد را همراه با صدای خودشان در کاکتوس موزیک قرار داده ایم :

    دکلمه هزار سال پیش از امیرهوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    هزار سال پیش
    شبی که ابر اختران از دوردست
    می‌گذشت از فراز بام من
    صدام کرد
    چه آشناست این صدا
    همان که از زمان گاهواره می‌شنیدمش
    همان که از درون من صدام می‌کند
    هزار سال میان جنگل ستاره‌ها
    پی تو گشته‌ام
    ستاره‌ای نگفت کزاین سرای بی کسی، کسی صدات می‌کند؟
    هنوز دیر نیست
    هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست
    عزیز هم‌زبان
    تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟

    دکلمه ارغوان از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    شاخه همخون جدا مانده من

    آسمان تو چه رنگ است امروز؟

    آفتابی‌ست هوا؟

    یا گرفته‌است هنوز؟

    من در این گوشه که از دنیا بیرون است

    آسمانی به سرم نیست

    از بهاران خبرم نیست

    آنچه می‌بینم دیوار است

    آه این سخت سیاه

    آن چنان نزدیک است

    که چو بر می‌کشم از سینه نفس

    نفسم را بر می‌گرداند

    ره چنان بسته که پرواز نگه

    در همین یک قدمی می‌ماند

    کورسویی ز چراغی رنجور

    قصه پرداز شب ظلمانی‌ست

    نفسم می‌گیرد

    که هوا هم اینجا زندانی‌ست

    هر چه با من اینجاست

    رنگ رخ باخته است

    آفتابی هرگز

    گوشه چشمی هم

    بر فراموشی این دخمه نینداخته است.

    اندر این گوشه خاموش فراموش شده

    کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

    یاد رنگینی در خاطر من

    گریه می‌انگیزد

    ارغوانم آنجاست

    ارغوانم تنهاست

    ارغوانم دارد می‌گرید…

    چون دل من که چنین خون آلود

    هر دم از دیده فرو می‌ریزد

    ارغوان

    این چه رازی‌ست که هر بار بهار

    با عزای دل ما می‌آید؟

    که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

    وین چنین بر جگر سوختگان

    داغ بر داغ می‌افزاید؟

    ارغوان پنجه خونین زمین

    دامن صبح بگیر

    وز سواران خرامنده خورشید بپرس

    که بر این درد غم می‌گذرند؟

    ارغوان خوشه خون

    بامدادان که کبوترها

    بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند

    جان گل رنگ مرا

    بر سر دست بگیر

    به تماشاگه پرواز ببر

    آه بشتاب که هم پروازان

    نگران غم هم پروازند

    ارغوان بیرق گلگون بهار

    تو برافراشته باش

    شعر خونبار منی

    یاد رنگین رفیقانم را

    بر زبان داشته باش؛

    تو بخوان نغمه ناخوانده من

    ارغوان شاخه همخون جدا مانده من…

    دکلمه امیرهوشنگ ابتهاج از روي تو دل كندنم آموخت  : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

    اي بس غم و شادي كه پس پرده نهان است

    گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري

    داني كه رسيدن هنر گام زمان است

    آبي كه برآسود زمينش بخورد زود

    دريا شود آن رود كه پيوسته روان است

    از روي تو دل كندنم آموخت زمانه

    اين ديده از آن روست كه خونابه فشان است

    دردا و ديغا كه در اين بازي خونين

    بازيچه ي ايام دل آدميان است

    اي كوه تو فرياد من امروز شنيدي

    دردي ست درين سينه كه همزاد جهان است

    از داد و وداد آن همه گفتند و نكردند

    يا رب چقدر فاصله ي دست و زبان است

    خون مي چكد از ديده در اين كنج صبوري

    اين صبر كه من مي كنم افشردن جان است

    از راه مرو سايه كه آن گوهر مقصود
    گنجي ست كه اندر قدم راهروان است

    دکلمه از دیده افتادی ولی از دل نرفتی از امیرهوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    گفتم مرو رفتی و بد بیراه رفتی
    بس تند میرانی نگه کن تا نیفتی
    بوی بهاران بود و ذوق میگساران
    یادش بخیر آنگه که چون گل می شکفتی
    هنگام بیداریست ای گم کرده دیدار
    چون چشم بخت من عجب بیگاه خفتی
    خود را ز چشم خویشتن نتوان نهان کرد
    گیرم خدارا نیز ازخود می نهفتی
    بر فرق همراهان چه آواری فرو ریخت
    برفی که از بام سرای خویش رفتی
    باور نمی آید هنوزم از دل تو
    کر مهریاران کهن دل بر گرفتی
    قدر تو من می دانم و می گویمش باز
    تا کس نگوید گفتنی ها را نگفتی
    چون گوشواری زینت گوش زمانست
    آن قیمتی درهای بی همتا که سفتی
    عهد و عطای حاکمان چندان نپاید
    از مهر مردم تن مزن! گفتم، شنفتی؟
    اشک روان سایه پیک مهربانیست
    از دیده افتادی ولی از دل نرفتی

    دکلمه چه مبارک است این غم از  امیرهوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

    به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

     

    ز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این چه خوشتر

    تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی؟

     

    چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین

    به از این در تماشا که به روی من گشادی

     

    تویی آنکه خیزد از وی همه خرمی و سبزی

    نظر کدام سروی ؟ نفس کدام بادی؟

     

    همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی

    همه رنگی و نگاری ، مگر از بهار زادی؟

     

    ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی

    که ندیده دیده ناگه به درون دل فتادی؟

     

    به سر بلندت ای سرو که در شب ِ زمین کَن

    نفس ِ سپیده داند که چه راست ایستادی

     

    به کرانه های معنی نرسد سخن چه گویم

    که نهفته با دلِ سایه چه در میان نهادی؟

    دکلمه دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
    امی بس غم و شادی که پس پرده نهان است
    گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
    دانی که رسیدن هنر گام زمان است
    تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
    بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
    آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
    دریا شود آن رود که پیوسته روان است
    باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
    بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است
    از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
    این دیده از آن روست که خونابه فشان است

    دردا و دریغا که در این بازی خونین
    بازیچه ی ایام دل آدمیان است
    دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت
    این دشت که پامال سواران خزان است
    روزی که بجنبد نفس باد بهاری
    بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
    ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
    دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
    از داد و داد آن همه گفتند و نکردند
    یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است
    خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
    این صبر که من می کنم افشردن جان است
    از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
    گنجی ست که اندر قدم راهروان است

    دکلمه  هوشنگ ابتهاج به نام عشق و آزادی : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    عشق شادیست ، عشق آزادیست
    عشق آغاز آدمی زادیست
    عشق آتش به سینه داشتن است
    دم همت بر او گماشتن است
    عشق شوری زخود فزاینده ست
    زایش کهکشان زاینده ست
    تپش نبض باغ در دانه ست
    در شب پیله رقص پروانه ست
    جنبشی در نهفت پرده ی جان
    در بن جان زندگی پنهان
    زندگی چیست ؟ عشق ورزیدن
    زندگی را به عشق بخشیدن
    زنده است آن که عشق می ورزد
    دل و جانش به عشق می ارزد…

    دکلمه میبینم از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    می‌بینم
    آن شکفتنِ شادی را
    پروازِ بلندِ آدمیزادی را
    آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را.

    کیوان
    خندان به سایه می‌گوید:
    دیدی؟
    به تو می‌گفتم!

    آری.
    تو همیشه راست می‌گفتی.

    می‌بینم.
    می‌بینم.

    دکلمه نشسته ام به در نگاه میکنم از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    نشسته ام به در نگاه می کنم
    دریچه آه می کشد
    تو از کدام راه می رسی؟
    خیال دیدنت چه دلپذیر بود
    جوانی ام درین امید پیر شد
    نیامدی و دیر شد

     

     

    دکلمه هوشنگ ابتهاج به نام تاسیان : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    خانه دلتنگ غروبی خفه بود
    مثل امروز که تنگ است دلم
    پدرم گفت چراغ
    و شب از شب پُر شد
    من به خود گفتم
    یک روز گذشت
    مادرم آه کشید
    زود برخواهد گشت
    ابری آهسته به چشمم لغزید
    و سپس خوابم برد
    که گمان داشت که هست این همه درد
    در کمین دل آن کودک خرد؟
    آری آن روز چو می رفت کسی
    داشتم آمدنش را باور
    من نمی دانستم معنی هرگز را
    تو چرا بازنگشتی دیگر؟
    آه ای واژه ی شوم
    خو نکرده ست دلم با تو هنوز
    من پس از این همه سال
    چشم دارم در راه
    که بیایند عزیزانم آه

    دکلمه مهر تو از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    پرتو مهر تو بر من تافته‌ست
    ذره ذره جان من،جان یافته‌ست!
    آسمان از اشک من،آکنده شد!
    گریه ام؛رنگین کمانِ خنده شد
    در نیستان هر زمانی ناله هاست!
    تا که را گوش و زبانِ آشناست
    گوشِ جان تا با لبش همسایه نیست
    زان نواهایِ نهانش؛مایه نیست!
    ناله می گردد به گرداگردِ سر
    تا کجا گوشی‌ست گیرایِ اثر؟!
    نور بی رنگ است و ‌موجِ بی صدا
    تو بیا رنگ و صدا را کن ادا

    دکلمه آفتابا چه خبر؟ از هوشنگ ابتهاج : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    آفتابا چه خبر؟
    این همه راه آمده ای که به این خاک غریبی برسی؟
    ارغوانم را دیدی سر راه؟
    مثل من پیر شده است؟
    چه به او گفتی ؟
    او با تو چه گفت؟
    نه! چرا میپرسم
    ارغوان خاموش است
    دیرگاهیست که او خاموش است
    آشنایان زبانش رفته اند
    ارغوان ….
    ویران است
    هر دومان ویرانیم


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه
    دیدگاه ها
    6 دیدگاه برای “دانلود دکلمه های امیرهوشنگ ابتهاج”
    1. به اون احمقی که موسیقی متن دکلمه ی قطعه ی ارغوان رو زده بگید حیوون تو که شعر و موسیقی نمی فهمی اون ساز و بذار کنار برو گوسفند بچرون عوضی . گند زدی با این شعورت از موسیقی و شعر و ریتم

    2. فکر نمیکنم ادبیات خودت مناسب باشه
      اول خودتو درس کن بعد دیگرانا

    3. راس میکه باو، دس ب اب رسونده با این موسیقی متنش

    4. ديؤث چی زر زر می کنی

    5. مغز فندقی این که تار میزنه استاد لطفیه که امثال من و تو باید از زیر دست و پا رد بشیم تا ببینیمش تو میفهمی اون نمیفهمه؟ اتفاقا خیلی هم خوب نواخته البته خر چه داند قیمت نقل و نبات

    6. اهل شعر و ادبیات باشی و این همه بی ادبی!!!!

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.