دانلود دکلمه های مازیار مقدم

    22 مارس 2020 570 بازدید بدون نظر

    دانلود دکلمه های مازیار مقدم

    مقدم - دانلود دکلمه های مازیار مقدم

    در این پست از کاکتوس موزیک دکلمه های مازیار مقدم را به همراه شعر دکلمه ها قرار داده ایم :

    دکلمه صوتی جمعه از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    همیشه جمعه ها بی تو

    همیشه جمعه ها بی عشق

    همیشه آسمان جمعه ها ابری

    همیشه روز جمعه ، روز دل كندن

    همیشه روز جمعه ، روز دل مردن

    همیشه شعر جمعه شعر خود خواهی

    همیشه راه جمعه راه بی حالی

    همیشه بوی جمعه بوی تنهایی

    همیشه جمعه ها بی تو

    همیشه جمعه ها بی عشق

    هوای جمعه ها سنگین

    سكوت سخت جمعه سرد و خواب آور

    همیشه جمعه ها غمگین

    همیشه روز جمعه روز بی آواز

    همیشه روز جمعه روز بی آغاز

    همیشه جمعه ها نا مهربان با من

    همیشه جمعه ها نا مهربان با تو

    همیشه روز جمعه روز مرگ هفته ها بوده

    همیشه روز جمعه فصل سرد لحظه ها بوده

    همیشه جمعه ها ، دستی مرا از خویش می گیرد

    همیشه جمعه ها مرغی درون لانه می میرد

    همیشه جمعه ها روز تب آلود گسستن هاست

    همیشه جمعه ها روزغم آلود شكستن هاست

    همیشه جمعه ها بی تو

    همیشه جمعه ها بی عشق

    همیشه روز جمعه دست ها پنهان

    همیشه شام جمعه چشم ها گریان

    همیشه جمعه ها دل تنگ

    فضای فاسد فرسنگ ها فرسنگ

    همیشه جمعه ها دل گیر

    همیشه جمعه ها بی رنگ

    همیشه من ز حرف جمعه ها بی زار

    همیشه دل ز رنج جمعه ها بیمار

    همیشه جمعه ها بی عشق

    همیشه جمعه ها بی یار

    اگر می شد كه روز جمعه را از هفته ها دزدید

    اگر می شد كه مرغ دل زبام جمعه پر میزد

    به هر روزی بغیر از روز شوم جمعه سر میزد

    صدای شاعر تنها به كوه و دشت می پیچید

    همیشه لحظه ها با تو

    همیشه لحظه ها با عشق

    دکلمه صوتی جان منی از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    عاشقم مـن عاشقی بیقرارم

    کس ندارد ، خبر از دل زارم

    آرزویی جز تو در دل ندارم
    من بـه لبخندی ، از تـو خـرسندم مِهـر تو ای مه ، آرزومندم بـــــر تـــــو پــابـنـــدم
    از تـو وفــا خواهم من زخدا خواهم تا به‌رهت بازم ، جان
    تـا بـه‌تـو پیـوستم از همه بگسستم برتو فدا سازم ، جان
    عاشقم مـن ، عاشقی بی‌قـرارم کس ندارد ، خبر از دل زارم
    آرزویی جز تو در دل ندارم
    من بـه لبخندی ، از تـو خـرسندم مِهـر تو ای مه ، آرزومندم بـــــر تـــــو پــابـنـــدم
    خیز و با من ، در افق‌ها سفر کُن دلنوازی ، چون نسیم سحر کُن
    ساز دل را ، نغمه‌گر کُن همچو بلبل ، نغمه سر کُن
    نغمه‌گر کُن ، همچو بلبل ، نغمه سر کُن

    اي عشق تو بانوي سيه فام مني
    زيباي خموش عمر و ايام مني

    ديري است در اين باغ که گلبانگت نيست
    اي مرغ غمين که بر سر بام مني

    شيريني و شور بزم جانها بودي
    اينک چو شراب تلخ در جام مني

    گر خوي تو با رميدگي همراه است
    کي رام مني ‌آهوک آرام مني؟

    يک شمع چو قامتت نمي افروزند
    اما تو همان ستاره شام مني

    گر ننگ به نام عشق کردند چه باک
    بدنام بداني تو و خوشنام مني

    هرچند که ناکام گذشتيم ز هم
    چون طعم طرب هنوز در کام مني

    آغاز تو بودي ام خوشا آن آغاز
    شادا به تو چون غم که سرانجام مني

    چون چهره تو هنوز در تاريکي است
    اي عشق تو بانوي سيه فام مني

    دکلمه صوتی گفتی نه از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    من که بهت گفته بودم عاشقی یه کوله باره
    گفتی نه
    دل عاشق همیشه تو حصاره
    گفتی نه
    توی دشت عاشقی همش کویره عزیزم
    به خدا هر چی بری دریا نداره
    گفتی نه
    اگه یه وقت گذرت افتاد به گلخونه ی عشق
    می بینی که غنچه هاش هم پُر خاره
    گفتی نه
    دل تو مهربونه ، بذار همینجور بمونه
    اگه عاشقش کنی همش خماره
    گفتی نه
    توی بازارچه ی عشق دل ها رو حراج می کنن
    اما این که کار نشد سودی ندارد
    گفتی نه
    بی خودی عاشق نشو خودتو به آتیش می زنی
    دل که با عشق بسوزه دودی نداره
    گفتی نه

    دکلمه صوتی دلم میخواد از مازیارمقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    دلم میخواد بارون بیاد شیشه ی شب رو پاک کنه
    دیو سیاه غصه رو تو قطره هایش هلاک کنه
    دلم می خواد بارون بیاد ‚ ناودون رو نو نوار کنه
    کلاغ پیر خونه رو چلچله ی بهار کنه
    دلم می خواد بارون بیاد تا تو رو همراهش بیاره
    دستای نازنینت رو تو دستای من بذاره
    وقتی بارون می زنه دلم می خواد چتر تو واشه
    این کوچه بازم پر از صدای پای ما شه
    وقتی بارون می زنه دلم می خواد که سرپناهم
    سقف آبی روسری
    خیس تو باشه
    دلم میخواد با همدگیه برگای باغ رو بشماریم
    تو دل هر خط خبر چهل کلاغ رو بشماریم
    دلم می خواد که خطای صورت آینه کم بشه
    سر زدن ترانه ها دوباره دم به دم بشه
    دلم نمی خواد پل ما نامه ی پنهونی بشه
    می خوام هوای کوچه مون دوباره بارونی بشه
    وقتی بارون
    می زنه دلم میخواد چتر تو واشه
    این کوچه بازم پر از صدای پای ما شه
    وقتی بارون می زنه دلم می خواد که سرپناهم
    سقف آبی روسری خیس تو باشه

    دکلمه صوتی از کدوم قصه از مازیارمقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
    نبودنت فاجعه بودنت امنیته
    تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
    که از قبیله ی من یه آسمون جدایی

    اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
    توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
    پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
    قد آغوش منی نه زیادی نه کمی

    منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
    خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
    منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
    خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم

    ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
    چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
    چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
    هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

    چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
    عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت
    آخر شعر سفر آخر عمر منه
    لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

    منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من

    خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
    منو با خودت ببر من حریص رفتنم
    عاشق فتح افق دشمن برگشتنم
    منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من

    دکلمه صوتی مازیارمقدم به نام آمیخته  : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    عشق بین با عاشقان آمیخته
    روح بین با خاکدان آمیخته
    چند بینی این و آن و نیک و بد
    بنگر آخر این و آن آمیخته
    چند گویی بی‌نشان و بانشان
    بی‌نشان بین با نشان آمیخته
    چند گویی این جهان و آن جهان
    آن جهان بین وین جهان آمیخته
    دل چو شاه آمد زبان چون ترجمان
    شاه بین با ترجمان آمیخته
    اندرآمیزید زیرا بهر ماست
    این زمین با آسمان آمیخته
    آب و آتش بین و خاک و باد را
    دشمنان چون دوستان آمیخته
    گرگ و میش و شیر و آهو چار ضد
    از نهیب قهرمان آمیخته
    آن چنان شاهی نگر کز لطف او
    خار و گل در گلستان آمیخته
    آن چنان ابری نگر کز فیض او
    آب چندین ناودان آمیخته
    اتحاد اندر اثر بین و بدان
    نوبهار و مهرگان آمیخته
    گر چه کژبازند و ضدانند لیک
    همچو تیرند و کمان آمیخته
    قند خا خاموش باش و حیف دان
    قند و پند اندر دهان آمیخته
    شمس تبریزی همی‌روید ز دل
    کس نباشد آن چنان آمیخته

    دکلمه صوتی پاشو بریم از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    پاشو بریم که هیچ کجا دل ما وا نمیشه
    ستاره میان میرن یکی ش که از ما نمیشه
    پاشو بریم که روزگار غش کرده و خوابه هنوز
    به هیچ طریقی تو بگی از خواب این که پا نمیشه
    پاشو بریم به من نگو که دیشب که فردا نمیشه
    فردای ما چنگ شبه اسیر پیدا نمیشه
    پاشور بریم که این خزون غم رو دلامون پاشیده
    حتی اگر بهار بشه دل دیگه شیدا نمیشه
    پاشو بریم رنگم نکن
    همش نگو وقتش میشه
    فرض کن وقتشم بشه
    این تن که برنا نمیشه
    پاشو بریم که انتظار یه کشتی بی ناخداست
    نجاتمون پیش خداست
    دریا که صحرا نمیشه
    پاشو بریم فقط تو خواب هرچی بخوای همون میشه
    همه میگن هیچ عاقلی عاشق رویا نمیشه
    پاشو بریم که آسمون از شانسمون خبر داره
    درد همه درمون داره مشکل ما وا نمیشه
    پاشو بریم پاشو بریم این قصه آخر نمیشه
    راه فرار از این هچر هیچ جور مهیا نمیشه
    پاشو بریم پاشو بریم

    دکلمه صوتی تن تو از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    اگه اومدی یه شب کنار میله ها یواش بیا صدام نکن
    میدونم داری میای بوی خاک تازه میاد مثل صبح دهکده مثل عطر علف ها
    میبرم دستامو روی میله ها بوی انگشت های من تن تو بارونه که می باره

    دکلمه صوتی امشب از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    یه شب از نگات میخوام به حس بودن برسم
    میخوام از سکوت شب به اوج خوندن برسم
    میخوام از شعر چشات دوباره فالی بگیرم
    میخوام ازکلام تو دوباره فالی بگیرم
    میخوام از سرخی لبهات غمو آتیش بزنم
    بیشه غربتمو با دستای تو بکنم
    میخوام عکس عشقو تو آینه قلبت ببینم
    میخوام از شوق نگاهت سر راهت بشینم

    دکلمه صوتی حدا کنه از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    منو بی صدا نبین سرترانه با منه

    تو دل هر نفسم صد تا غزل جون میکنه

    میخوام از عطر تن تو نفسی تازه کنم

    به سکوت شب بگو موقع خود شکستنه

    پلکهای سنگی من وا میشه به روی تو

    بازم آفتاب میگیره تو سایه حضور تو

    توی چهاردیواری گریه تو رو فریاد میزنم

    پشت پنجره منتظرم منتظر حضور تو

    دکلمه صوتی عشق تلخ از مازیار مقدم : DOWNLOAD

    شعر و متن دکلمه :

    نیمه شب آواره و بی حس و حال
    در سرم سودای جامی بی زوال
    پرسه ایی آغاز کردیم در خیال
    دل بیاد آورد ایام وصال
    از جدایی یک دو سالی میگذشت
    یک دو سال از عمر رفت و برنگشت
    دل بیاد آورد اول بار را
    خاطرات اولین دیدار را
    آن نظر بازی آن اسرار را
    آن دو چشم مست آهو وار را
    همچو رازی مبهم و سر بسته بود
    چون من از تکرار او هم خسته بود

     

    آمد و هم آشیان شد با منو
    هم نشین و هم زبان شد با منو
    خسته جان بودم که جان شد با منو
    ناتوان بود و توان شد با منو
    دامنش شد خوابگاه خستگی
    این چنین آغاز شد دلبستگی
    وای از آن شب زنده داری تا سحر
    وای از آن عمری که با او شد به سر
    مست او بودم زدنیا بی خبر
    دم به دم این عشق میشد بیشتر
    آمد و در خلوتم دم ساز شد
    گفتگوها بین ما آغاز شد

     

    گفتمش…
    گفتمش در عشق پا برجاست دل
    گر گشایی چشم دل زیباست دل
    گر تو ذورق وان شوی دریاست دل
    بی تو شام بی فرداست دل
    دل ز عشق روی تو حیران شده
    در پی عشق تو سرگردان شده

     

    گفت…
    گفت در عشقت وفادارم بدان
    من تو را بس دوست میدارم بدان
    شوق وصلت را به سر دارم بدان
    چون تویی مخمور خمارم بدان
    با تو شادی می شود غم های من
    با تو زیبا می شود فردای من

     

    گفتمش عشقت به دل افزون شده
    دل زجادوی رخت افزون شده
    جز تو هر یادی به دل مدفون شده
    عالم از زیباییت مجنون شده
    بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
    طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
    در سرم جز عشق او سودا نبود
    بحر کس جز او در این دل جا نبود
    دیده جز بر روی او بینا نبود
    همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
    خوبی او شهره عافاق بود
    در نجابت در نکویی طاق بود

     

    روزگار…

    روزگار اما وفا با ما نداشت
    طاقت خوشبختی ما را نداشت
    پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
    بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
    آخر این قصه هجران بود و بس
    حسرت و رنج فراوان بود و بس
    یار ما را از جدایی غم نبود
    در غمش مجنون عاشق کم نبود
    بر سر پیمان خود محکم نبود
    سهم من از عشق جز ماتم نبود
    با من دیوانه پیمان ساده بست
    ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
    بی خبر پیمان یاری را گسست
    این خبر ناگاه پشتم را شکست
    آن کبوتر عاقبت از بند رفت
    رفت و با دلداری دیگر عهد بست
    با که گویم او که هم خون من است

     

    خسم جان و تشنه خون من است
    بخت بد بین وصل او قسمت نشد
    این گدا مشمول آن رحمت نشد
    آن طلا حاصل به این قیمت نشد
    عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
    با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
    از غمش با دود و دم هم دم شدم
    باده نوش غصه او من شدم
    مست و مخمور و خراب از غم شدم
    ذره ذره آب گشتم کم شدم…
    آخر آتش زد دل دیوانه را
    سوخت بی پروا پر پروانه را

     

    عشق من…
    عشق من از من گذشتی خوش گذر
    بعد از این حتی تو اسمم را نبر
    خاطراتم را تو بیرون کن ز سر
    دیشب از کف رفت فردا را نگر
    آخر این یک بار از من بشنو پند
    بر منو بر روزگارم دل مبند
    عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
    عشق دیرین گسسته تار و پود
    گر چه آب رفته باز آید به رود
    ماهی بیچاره اما مرده بود…
    بعد از این هم آشیانت هر کس است
    باش با او یاد تو ما را بس است


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.